شاپرکانه

 
نگارنده : شاپرک بهاری - ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٥
 

سر آغاز گفتار است نام خدا

 

 

 

با ياد ذوب كننده ي برف سكوت، با نام نور باران كننده ي آسمان، به نام نامي حق.

 

 

از قشنگترين احساسم خواهم گفت...

 

 

آري!

 

 

از عمق ناپيداي درونم وعده ي آمدنت را مي شنوم.

 

 

 

از اين صداست كه استقامت را آموختم و صبر مي كنم و در وراي امواج سهمناك اقيانوس

 

 

 

خشمگين دنيا، شعشعه هاي نور تو اميد و توانم مي بخشد.

 

 

 

شميم دلنواز تو همدم لحظه هايم واين امر نشان دهنده ي آن است كه تو آمدني هستي...

 

 

 

انتظار...

 

 

 

انگار تمام وجودم چشم است و راه آمدن تو مقصد نگاهايم.

 

 

 

زمان انتظار از كي آغاز شده...؟

 

 

 

از روز عاشورا كه خون حسينِ فاطمه(س) و علي(ع) بر زمين ريخته شد؟

 

 

نه!

 

 

از آن روز هم دورتر ... دور و دورتر ...

 

 

 

از زمان پيامبر(ص) كه وعده ي آمدن حق را داد.

 

 

 

او فرمود: نامش نام من است، كنيه اش كنيه ي من، لقبش لقب من، دوازدهمين امام!

 

 

 

اما زمان انتظار از آن نيز دور تر است

 

 

 

اولين زمزمه هاي انتظار را آدم فرياد كشيد

 

 

 

السلام عليك يا ابا صالح المهدي

 

 

با آمدنش جهان مملو خواهد شد از عشق، پاكي وسپيدي،

 

 

 

عدل و داد.

 

 

او مي آيد...

 

 

به خدا مي آيد...


 
commentحرف دل ()